ارس فایل » تحقیق دادشاه بلوچ
شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می‌ارزد. (سقراط)
ضمانت بازگشت
فایل های تست شده
پرداخت آنلاین
تضمین کیفیت
دانلود فوری

قیمت فایل : 5900 تومان

نوع فایل : تحقیق تعداد صفحات : 66 حجم فایل (مگابایت) : 0.4 فرمت فایل : ورد فایل های موجود : word نرم افزارهای مورد نیاز : microsoft office
<span itemprop="name">تحقیق دادشاه بلوچ</span>

تحقیق دادشاه بلوچ

 

دادشاه بلوچ

 

طی سالهای ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۶ خورشيدی نام دادشاه بعنوان يك سارق مسلح و قسی القلب در منطقه ی بلوچستان بر سر زبانها جاری بود و گهگاه در نشريات آن زمان انعكاسی كم رنگ می يافت .دادشاه در قساوت ، خون ريزی و شقاوت تفاوتی چندان با ساير سارقين مسلح كشور نداشت و می توان او را با سارقين مسلح كُرد چون : اسماعيل آقا سيمتقو و يا همه رشيد مقايسه نمود .تفاوت اسماعيل آقا سيمتقو و همه رشيد با دادشاه در آن بود كه آنان در طوايف و عشاير كُرد افرادی صاحب نام و با نفوذ و دارای ريشه و ياران بسيار و امكانات فراوان بودند ، در حالی كه دادشاه يك بلوچ ساده و معمولی و از طبقة پائين اجتماع منطقه ی خود می بود . در آن زمان در نقاط مختلف كشورمان ايران از كوههای سر به فلك كشيده تا گستره ی دشتها همه جا از اينگونه افراد يافت می شد و گاه و بيگاه نامی از آنان برده می شد . برای نمونه در منطقه ی فيروز آباد و قير و كارزين استان فارس ، خُردُل ، حيدر ، بستان موصوللو و غلام رزمی و … در منطقه ی كاشان ، نطنز و اردستان ، نايب حسين كاشی و فرزندش ماشالله خان كاشی ، در منطقه ی نيريز ، داراب ، فورگ و آبشور تا سرحد شهرستان سيرجان ، مرتضی خان صادقی و برادرش موسی خان و درمنطقه ی دشتستان ، شيخ چاه كوتاهی را می توان نام برد. در روز چهارم فروردينماه ۱۳۳۶ خورشيدی ، مطابق با ۲۴ مارس ۱۹۵۷ ميلادی دادشاه نه بعنوان يك سارق مسلح ، بلكه بنام يك ياغی مسلح و عصيانگر در نشريات مركز معرفی گرديد.

تابستان گرمي بود. درجه حرارت هوا در سايه به بيش از ۵۰ درجه سانتيگراد مي رسيد . هوا دَم كرده بود، بنحوي كه نفس در سينه تنگ مي شد و گهگاه وزش باد چون شراره آتش برسروصورت آدمي مي تافت . مردم به كَپرها و پناهگاههاي خود پناه برده و شاخه هاي درخت خرما را به در كپرها و خانه ها تكيه داده و روي آن خارهاي بيابان را انباشته بودند و بر آن آب مي پاشيدند تا جريان هوا و وزش باد از گرمي هوا بكاهد“۱”.(دربلوچستان بجاي كولروپنكه ازاين روش استفاده مي كنند و به آن خارخان ميكويند و بروايتي كولر بلوچي ناميده ميشود .اين روش بسيار م,ثر است و در تلطيف هوا بي اندازه اثر دارد . ). در يكي از كپرها ، زني نزار از درد بخود مي پيچيد و چند زن و كودك اطراف او را گرفته و ترس و وحشت از چشمانشان مي باريد. او ناله مي كرد و درمان ميطلبيد ولي درماني براي دردش يافت نميشد .به دعامتوسل مي گردد ، ناله مي كند و از خداي خود مي خواهد كه بچه اش سالم به دنيا بيآيد“۲” .خدا مي داند بر اين زن چه مي گذشت و برمردم آن سامان همچنين !. چه چيزي ميتوانست آرام بخش تر از توسل به خداي بزرگ باشد !؟.همه نگران بودند و تشويش در چشمان حاضران موج ميزد .پِچ و پِچ هاي درگوشي و رفت و آمدهاي سريع اطرافيان  بر دشواري تحمل اين صحنه مي افزود.آفتاب نيمروزي بر طاق آسمان باين صحنه دلخراش نظاره مي كرد ! و اشعه خورشيد چون شرر از آسمان مي باريد . مردمي كه در آن نزديكي بودند گهگاه سري به اهل خانه ميزدند ، تسلي و دلگرمي ميدادند و براي زن بيچاره دعا ميكردندكمال الدين بلوچ ،  مرد خانه و همسر زن بيچاره به گوشه اي پناه برده و بر سجاده اي از خاك نشسته و دست  دعا به آسمان دارد تا شايد خداي بزرگ همسر و فرزندش را نجات دهد .صداي شيون زن بيچاره بند بند وجود كمال الدين را ازهم مي گُسَلَد ، اشك از چشمانش جاري مي شود . با ناله سر بر زمين مي نهد و به خود فرو مي رود ، كه ناگهان صداي هلهله و شادي ، او را از جاي مي كند !زنان آبادي كه در محل و نزد زن بيچاره و درمانده بودند و يا در آن حوالي پرسه مي زدند ، همه با هم شروع به هلهله و شادي مي كنند . چند تن از آنان با سرعت دوان دوان خود را به كمال الدين مي رسانند و مژده تولد نوزاد را مي دهند و مژدگاني طلب مي كنند .كمال الدين چندين سكه اي را كه همراه  دارد بي دريغ بآنان مي بخشد و خود را به كپر ميرساند ، وارد كپر مي شود . مشاهده مي كند كه زن آرام گرفته و فرزند خود را در آغوش دارد .كمال الدين از فرداي آنروز به پاس نجات فرزند و همسرش جشن برپا مي سازد ، گوسفند قرباني مي كند و به همه ي اهالي آبادي دُهان ميخوراند. اوبي دريغ ريخت و پاش مي كند و سراز پا نميشناسد. با همه به خوش و بش مي پردازد زيرا خداوند باو پسري عنايت فرموده و او اكنون داراي دو پسر است و آنان در آينده پشت پدر خواهند بود و نام او را جاودان خواهند كرد . در ششمين شب تولد نام گذاري انجام مي شود . كودك را ” دادشاه ” نام مي نهد تا نام پدر خويش را زنده نگهدارد .

 

فهرست مطالب

 

فصل اول            ۱

پيش گفتار            ۱

افسانه دادشاه         ۳

وضعيت جغرافيايی ۷

استان سيستان و بلوچستان     ۷

دادشاه بلوچ           ۸

فصل اول            ۹

پيش گفتار            ۹

افسانه دادشاه         ۱۰

افسانه دادشاه بلوچ   ۴۲

بخش دوم ۴۳

( افسانه دادشاه )     ۴۳

تولد .     ۴۳

در تعقيب دزدان گلِه            ۴۹

عشق و ازدواج      ۵۴

آغاز فاجعه !         ۵۶

جنايت     ۶۱

قیمت فایل : 5900 تومان

دسته بندی : تاريخ : ۱۱ شهریور ۱۳۹۶ به اشتراک بگذارید :