ارس فایل » تحقیق فرهنگ
تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است. (انگلس)
ضمانت بازگشت
فایل های تست شده
پرداخت آنلاین
تضمین کیفیت
دانلود فوری

قیمت فایل : 5900 تومان

نوع فایل : تحقیق تعداد صفحات : 50 حجم فایل (مگابایت) : 0.2 فرمت فایل : ورد فایل های موجود : word نرم افزارهای مورد نیاز : microsoft office
<span itemprop="name">تحقیق فرهنگ</span>

تحقیق فرهنگ

 

فرهنگ

 

«فرهنگ» به لحاظ لغوی «فر» + «آهختن» است به معنی «بیرون آوردن» یا «بیرون کشیدن». در واقع باید پرسید چه شباهتی میان این معنای لغوی و معنای «زراعت» و یا «عمارت» هست؟زراعت به عمل آوردن تخم است؛ با زراعت نباتی از خاک سربرمی‌آورد یعنی قوه‌ای به فعل تبدیل می‌شود. در زراعت دانه «پرورده» می‌شود؛فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات را در مهد زمین بپرورد و درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر کرده و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده عصاره نالی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته با پروردن است که دانه از خاک بیرون می‌آید و درختی بزرگ می‌شود، ولی نه هر نوع بیرون آوردنی؛ بیرون آوردن به واسطۀ مراقبت و پرستاری. در این معنی زراعت نوعی پروردن یا مراقبت و تیمار کردن است. زیر بته به عمل آمدن و به‌خودی خود سر از خاک برآوردن، زراعت نیست چرا که در آن معنای پروردن و مراقبت مستتر نیست. پس در اینجا فرهنگ همان دانش و توان از قوه به فعل آوردن دانه به واسطۀ مراقبت و پرستاری است.

فرهنگ در فارسی با قنات که گونه‌ای از عمارت است هم‌معنی است ولی در لاتین بین فرهنگ و عمارت کردن و سکونت کردن قرابت بیشتری است. واژۀ «کالچر» در زبان‌های اروپایی از ریشه‌ای لاتینی برآمده است. این واژه طیف معنایی گسترده‌ای داشته است؛ مسکن گزیدن، کشت کردن، حراست کردن، پرستش کردن «بوئن» مترادف «بنا کردن» در زبان آلمانی کهن، به جز «ساختن»، معانی «سکونت کردن»، «مقیم بودن»، «مراقبت کردن»، «کشت کردن» و «پرورش دادن» را مستتر دارد. بنا کردن با این معانی به مفهوم مراقبت کردن است؛ نظارت کردن بر رشد و نمو چیزهایی که مطابق با آنچه در دل خود پنهان دارند به بار می‌نشینند و می‌رسند واژۀ ساختن یا عمارت کردن در انگلیسی نیز روزی معنای «بودن» و «وجود داشتن» و «رشد کردن و پرورش» داشته است؛ یعنی بی‌شباهت به معنای «فرهنگ» نبوده است و بلکه در معنای فرهنگ نیز ملحوظ بوده است. لفظ دیگری نیز امروز در انگلیسی به معنای «ساختن» به کار می‌رود که آن هم برآمده از معنای تزکیه و تهذیب نفس و خودسازی است. پس معانی اصیل فرهنگ (پروردن و مراقبت) در اغلب لفظ‌های سکونت کردن و بنا کردن و ساختمان در زبان لاتینی وجود دارد.در لغت‌نامۀ دهخدا معنی دیگر فرهنگ «کاریز آب» است که تأمل در آن روشنگرست. به میله‌ای از قنات که آب از آن «بیرون می‌آید» و بر روی زمین به منصۀ ظهور می‌رسد «دهن فرهنگ» گویند. آب تا پیش از این میله در دل زمین بود و از این لحظه به بعد بیرون آمده و هویدا می‌شود؛ این هویدا شدن نیز یکباره و با حفر تنها یک چاه نیست بلکه آن هم امری تدریجی است؛ کاریز مجموعۀ میله‌هایی است که گهر آب نهفته در دل زمین را کم‌کم از اعماق زمین به روی زمین می‌آورد و به منصۀ ظهور می‌رساند.در گذشته «برآوردن» به معنای «ساختن» بوده است؛ وقتی کسی بنایی برمی‌آورد یعنی آنچه را که پنهان بوده آشکار می‌کرده است. «برآوردن» نیز همان معنای «بیرون آوردن» و «فرهنگ» را دارد. به این ترتیب می‌توان گفت فرهنگ در معنای تشخیص قوه و فعلیت بخشیدن به آن در زبان فارسی در عمارت کردن نیز هست.

 

فهرست مطالب

 

۱. مقدمه ۱

۲. «فرهنگ» در لغت         ۳

۲. ۱. لاتینی         ۳

۲. ۲. فارسی        ۳

۲. ۲. ۱. فرهنگ و زراعت  ۵

۲. ۲. ۲. فرهنگ و عمارت   ۵

۲. ۲. ۳. فرهنگ و تربیت    ۷

فرهنگ چگونه حاصل می‌شود؟          ۹

۳. مراتب تربیت    ۹

۴. نسبت تربیت و هویت      ۱۲

۵. هویت فرهنگی در نسبت با مکان و زمان       ۱۳

۵. ۱. تربیت‌شدگی و کسب دانش سکونت؛ شناخت موانع و معماهای سکونت   ۱۴

۵. ۲. دانایی سکونت؛ تبدیل موانع به مواهب     ۱۴

۵. ۲. ۱. دانایی متوقف در مکان         ۱۵

۵. ۲. ۲. دانایی غیرمتوقف در مکان    ۱۵

۵. ۳. تفاوت ماهوی دانش و دانایی سکونت       ۱۷

۵. ۴. تنوع فرهنگی؛ ماحصل دانایی متوقف در مکان       ۱۸

۵. ۵. وحدت فرهنگی؛ ماحصل دانایی غیرمتوقف در مکان ۱۹

۶. معیارهایی برای سنجش غنای دانایی سکونت (فرهنگ)  ۱۹

۶. ۱. غنای فرهنگی ماحصل قدمت و تداوم       ۱۹

۶. ۲. غنای فرهنگی ماحصل تعامل با دیگر زیستگاهها      ۲۱

۷. نسبت فرهنگ (هویت فرهنگی) و غنای دانایی سکونت ؛ قدمت و تداوم و تعامل فرهنگی         ۲۲

۷. ۱. مراتب هویت فرهنگی ۲۲

۷. ۱. ۱. لایۀ اول هویت فرهنگی؛ دانش خودآگاه و ارادی  ۲۵

۷. ۱. ۲. لایۀ دوم هویت فرهنگی؛ دانایی خودآگاه و غیرارادی         ۲۷

۷. ۱. ۳. لایۀ سوم هویت فرهنگی؛ دانایی ناخودآگاه و غیرارادی      ۳۰

۸. ویژگی‌های فرهنگ         ۳۴

۹. صفات فرهنگی اهل هر فرهنگ      ۳۶

۱۰. نسبت فرهنگ و مدنیت  ۳۷

۱۰. ۱. مدنیت اصیل و تصنعی          ۴۱

۱۰. ۲. مدنیت و بحران مدنیت           ۴۲

چه چیز مدنیت را گرفتار بحران می‌کند؟            ۴۲

۱۱. معنای «گردشگری فرهنگی»      ۴۵

۱۲. سرانجام         ۴۷

۱۳. کتاب‌نامه       ۴۹

قیمت فایل : 5900 تومان

دسته بندی : تاريخ : ۹ شهریور ۱۳۹۶ به اشتراک بگذارید :